
وابستگی وتعلق
دنبال کردن حریصانه هر چیزی به معنی فراری دادن آن است.کافی است به دنبال معشوق خود بیفتید تا فراری اش دهید.حتی پول هم از این قاعده مستثنی نیست.
فرض کنید که در یک مهمانی با کسی آشنا می شوید واو می گوید که هفته آینده با شما تماس
می گیرد.
یک هفته آزگار از خانه بیرون نمی روید حتی به توالت هم نمی روید!کنار تلفن می نشینید.... وانتظار می کشید چه کسی تلفن می زند؟ همه به جز او!
آیا هیچوقت نیاز مبرم به فروش یک ماشین،خانه و... داشته اید ؟چند نفر خریدار پیداکردید؟ هیچ
یاس وناامیدی انسان را به ورطه هلاکت می کشاند وهرچه نگران تر شوید گرفتار تر میشوید!
هرگاه که با نا امیدی درگیر مسئله ای می شویم ویا وابستگی عاطفی واحساسی نسبت به ماجرایی پیدا می کنیم سدی در برابر آن می سازیم.اما روی دیگر سکه چیست؟
اگر کسی آرامش خود را حفظ کند همه چیز روبه راه می شود!
وقتی تصمیم می گیرید عقیده کسی را تغییر دهید چه اتفاقی می افتد؟
آیا عقیده اش را عوض می کند ؟نه .
اما اگر فشار را از روی او بر دارید غالبا اتفاق می افتد که خود او به طرف عقاید شما کشیده می شود.
هرگاه نگران ومنتظر چیزی باشیم مثلا یک تلفن خاص،ترفیع، قدردانی و.... در پیرامون خود نیرویی خلق می کنیم که احتمال وقوع آن رویداد را از بین می برد.
عدم وابستگی به جای بی علاقه گی
وابسته نبودن به معنای بی علاقه بودن نیست.ممکن است نسبت به چیزی وابستگی نداشته باشیم ودر عین حال بسیار علاقه مند به آن باشیم.
انسانهای مصمم ونا وابسته به خوبی می دانند که تلاش و کیفیت نهایتا با پاداش مواجه می شود.
آنها می گویند : اگر این بار موفق نشوم دفعه آینده ویا دفعه بعد از آن حتما موفق خواهم شد.
وابستگی به معشوق
سعید با نا امیدی وبی قراری به دنبال شخصی می گردد که به او عشق بورزد وستایشش کند.آیا امیدی به یافتن این شخص می رود.؟ نه چندان.
اولا بیقراری او همه را به عقب می راند ثانیا سعید بی قرار ومایوس نمی تواند آدم دوست داشتنی باشد.
شخصی به همسرش می گوید:
من به تو نیاز دارم وبدون تو نمی توانم زندگی کنم. اما این عشق نیست،گرسنگی است
شما نمی توانید در آن واحد هم کسی را دوست بدارید وهم بی تابانه نیازمندش باشید.
عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد، تا هر آنچه که خود
می خواهد، باشد وهر کجا که خود می خواهد.
در عشق اجباری نیست.
عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن.در این جا هم سخن از عدم وابستگی است.
خلاصه کلام
برای آنکه کسی یا چیزی را بدست آوری رهایش کن.