تبليغاتX
googele
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
حدیث روز
نويسندگان
آقاسید
مسافر
فرزانه
موضوعات
راهیان نور
دل نوشته ها
اخبار روز
لينكدوني
تخریبچی(بابک رشیدی)
علی شاطری
پوتین خاکی
گنجینه قصار
لبگزه(جناب آقا سید عزیییز!)
جاکفشی(آقا مسعود)
آخرين نوشته ها
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385
خبرنامه





از به روز شدن ما باخبر شوید

آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ ما
آقاسید ومسافر
حج حسین(ع)
حج حسين(ع)

از ميان تمام فروع،تنها حج حسين-جان عالمي به فدايش- به ظاهر نيمه کاره مانده واو-روحي فداه-آن را رها کرده وبه کربلا آمده است.
اما حسين_درود خدا بر او-در شرايطي است که حج عادي نمي تواند گزارد.او با خانه راز نمي تواند گفت.او با منزل معاشقه نمي تواند کرد چاره اي نيست جز آنکه از خانه به صاحبخانه در آيد.
او بايد حجي کند که چشم بنيانگزار خانه خيره بماند وانگشت حيرت حج گزاران تاريخ در دهان.
حسين-سلام محرمان واقعي بر او-در ميقات نينوا به لباس سرخ نادوخته عشق محرم مي شود وتازه اين احرام نيز همه احرام او نيست.

آن لباس کرباسي سپيد که از فاطمه(س) به يادگار مانده است چطور؟
شايد،اما او را غير از همه اين احرامها احرام ديگري است.

احرام سرخي که در قتلگاه تن پوش حسين مي شود.
شايد بتوان دريافت که حسين-سلام دلسوختگان بر او- لبيک را از کجا آغاز کرده است،اما کسي نمي داند که او در کجا لب از لبيک فرو بسته است.چه ديده است که نياز به لبيک را مرتفع دانسته است.
بعد از طواف وقبل از سعي نوشيدن از آب زمزم مستحب است.اين را هم نمي دانم او چه کرده است.
حسين-جان ساعيان مخلص به فدايش-در ميان صفا ومروه سعي    نمي کند.

سعي او ميان خيمه وميدان است،در زير شعله هاي سوزان آفتاب .
زمان کوتاه است وخدا در انتظار.... 
                                                                  ( استاد سيد مهدي شجاعي)

**************

التماس دعا

حسین جان

نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 19:8 توسط مسافر |
گفتگو

گفتم:خسته ام

گفتی:لاتقنطوا من رحمت الله(از رحمت خدا نا امید نشید.زمر/53)

گفتم:هیچ کس نمیدونه تو دلم چی میگذره

گفتی:ان الله بحول بین المرء وقلبه:خدا حائل است بین انسان وقلبش(انفال/24)

گفتم:غیر از تو کسی رو ندارم.

گفتی:نحن اقرب الیه من حبل الورید:ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم(ق/16)

گفتم:ولی انگار منو فراموش کردی!

گفتی:فاذکرونی اذکرکم :منو یاد کنید تا یاد شما باشم(بقره/153)

گفتم:تا کی باید صبر کرد؟

گفتی:و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا:تو چه میدونی شاید موعدش نزدیک باشه.(احزاب/63)

گفتم:خیلی خونسردی!تو خدایی وصبور!من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک...یه اشاره کنی تمومه!

گفتی:عسی ان تحبوا شیئا وهو شر لکم:شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه(بقره/216)

گفتم:انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی:ان الله با الناس لرئوف رحیم: خدا نسبت به همه مردم - نسبت به همه-  مهربونه(بقره/143)

گفتم : دلم گرفته!

گفتی:بفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفرحوا...: مردم به چی دل خوش کردن؟؟باید به فضل ورحمت خدا شاد بود

گفتم:خیلی چاکریم!

و گفتی: حواست رو خوب جمع کن!یادت باشه که :

ومن الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به وان اصابه فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا والاخره:

بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن.اگه خیری بهشون برسه،امن وآرامش پیدا می کنن واگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن رو گردون میشن...وای که چقدر بیچاره اند...

 ***********

یاحق

نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 14:32 توسط مسافر |
حسن!

بسم رب الحسن!

دورا دور از بچگی او را می شناختم!یعنی خب فامیل بودیم!

همیشه  همین شکلی بود! انگار از بچگی هم ریش داشت اصلا! بعضی وقتا با خودم می گفتم این ریشوها از این آدم های خشکن! ولی اون اینجوری نبود!بلکه برعکس بود! همیشه خندون بود!!!
جدی می گم همیشه!

همینه که هنوزم جلوی چشمامه!!!

روزیکه اومد هیئت* خیلی خوشحال شدم و گفتم ایول دیگه میشه بیشتر باهاش رفیق شم.

ولی نشد که نشد!

رفت که رفت!

آره حسنو میگم!

خب مراسم یادبودشم فرق داره.شده باعث اتحاد بچه های نتی!

شما هم بیاید خوشحال میشیم!

حسن نظری

شادی روح حسن صلوات!

زمان:دوشنبه ۱۰دی .از ساعت ۳۰/۱۳

مکان:خیابان انقلاب.نبش خ بهار.مجتمع فرهنگی هنری اسوه.با مترو هم اگر بیاید از ایستگاه دروازه دولت  فقط باید چندقدم پیاده روی کنید تا اونجا!

پاورقی:

*منظور همون هیئت اینترنتی محبان الرضا(ع) است!

نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 23:18 توسط آقاسید |
آخرين نوشته ها
ما هم رفتیم!
شب تغسیل ماه
امپراطور!
زندگی
سلطان قلم
مکاشفه
بازهم...
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه.....
دخترک
خدا کجاست؟
به خاطر عشق
امامت زینب(س)
حج حسین(ع)
گفتگو
حسن!
بازهم هیئت اینترنتی محبان الرضا(ع)
حال گیری!!!
امام الرئوف...
عکس های افطاری
اگه...