تبليغاتX
googele
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
حدیث روز
نويسندگان
آقاسید
مسافر
فرزانه
موضوعات
راهیان نور
دل نوشته ها
اخبار روز
لينكدوني
تخریبچی(بابک رشیدی)
علی شاطری
پوتین خاکی
گنجینه قصار
لبگزه(جناب آقا سید عزیییز!)
جاکفشی(آقا مسعود)
آخرين نوشته ها
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385
خبرنامه





از به روز شدن ما باخبر شوید

آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ ما
آقاسید ومسافر
شب تغسیل ماه

شب رسیده زمان باران است

آتشی در دل نیستان است

شهر خوابند و خانه ای بیدار

خانه ای در هجوم طوفان است

کودکانی کنار یک تابوت

آنطرفتر گلی که بیجان است

کودکانی فشرده در بر هم

چهره هایی که زرد وگریان است

ناله ها بین سینه ها مانده

آستین ها میان دندان است

چند وقتی است مانده بی شانه

گیسوانی اگر پریشان است

چشم ها وقت گریه می سوزند

سمت مادر نگاه می دوزند.......

 

 

 

 

آسمان این شبها که می رسد عجیب بی قراری میکند وزمین داغ دلش تازه می شود وزخم شرمش سرباز می کند.ملکوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند وهای های گریه کنند.

وتنها خداست که می تواند تسلای دل علی (ع) باشد.

ماه حق دارد که گوشه اختفا را برای گریه اختفا کندوستارگان چه کنند اگر سربر شانه یکدیگر نگذارند ومصیبت را زبان نگیرند.

آن خانه نمی دانم آن شب به چه قدرتی بر پای ایستاده بود ،آن مدینه چه مدینه ای بود که چنین مصیبتی را تاب آورد ودر هم نشکست.

آن چه قبرستانی بود که سرچشمه عصمت را در خویش فرو برد ودم بر نیاورد.

آن چه خاکی بود که به خود جرات داد فاطمه را از علی جدا کند؟

آسمان وزمین هردو تنها در اجابت فرمان امام خویش آرام گرفتند،دندان بر جگر نهادند،خون به لب آوردند،ولی دم نزدند.مویه کردند ولی فغان نکردند.در خویش شکستند وگریستند اما ضجه نزدند.

چه رازی بود در شهادت زهرا که خانه فرو نریخت،مدینه زیر وزبر نشد،عمود خیمه آسان نشکست وزمین متلاشی نگشت؟آفرینش این تحمل را از کجاآورده بود؟

مگر نه فاطمه محور کسا بود وبقیه وابستگان او؟

پیامبر پدراو بود وعلی همسر او وحسنین فرزندان او؟

مگر نه صدیقه کبری راز آفرینش زن بود،بهانه خلقت نسوان؟

مگر نه فاطمه شبیه ترین بود به رسول خدا؟

مگر نه فاطمه راستگوترین موجودات بود پس از رسول خدا؟

 

کسی هست در خانه فاطمه پس از اوکه شاید این راز سر به مهر،به دستهای او گشوده شد.او اسماء است.محرم اسرار فاطمه است.از او بپرسید شاید پاسخ بگوید.

 

بگوید که:"آری حسنین سر به پای مادر نهاده بودند وپایه های عرش را به ضجه های خویش می لرزاندند. ینب وام کلثوم ،کائنات را با موهای خویش پریشان می کردند. روک بر پیشانی آسمان افتاده بود،زمین از درد به خود می پیچید،ناله های فرشتگان داغ پیامبر را دو چندان می کرد.ولی چه بود آنچه آفرینش را بر پای نگاه می داشت؟

در آن شب تغسیل ماه من دیدم که علی در مامن تاریکی سر بر دیوار خانه فاطمه سر بر محور آفرینش،سر بر عمود آسمان نهاده بود وزار زار می گریست"

****** استاد سید مهدی شجاعی******

صلی الله علیک ایتها الصدیقه الشهیده.یا مولاتی یا فاطمه الزهرا(س)

التماس دعا

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:21 توسط مسافر |
آخرين نوشته ها
ما هم رفتیم!
شب تغسیل ماه
امپراطور!
زندگی
سلطان قلم
مکاشفه
بازهم...
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه.....
دخترک
خدا کجاست؟
به خاطر عشق
امامت زینب(س)
حج حسین(ع)
گفتگو
حسن!
بازهم هیئت اینترنتی محبان الرضا(ع)
حال گیری!!!
امام الرئوف...
عکس های افطاری
اگه...